احسان سنایی اردکانی

کازموپولیس

. فلسفه به‌مثابه معماری، عبور از بن‌بست پست‌مدرنیسم .

متن حاضر نخستین متنی است که از استفان تولمین، فیلسوف بریتانیایی سنت تحلیلی و پژوهشگر تاریخ علم، به فارسی ترجمه می‌شود. احسان سنایی اردکانی ترجمه این جستار به قلم تولمین را بهانه‌ای برای معرفی یک تفسیر بدیل از دستور کار نقد مدرنیسم می‌داند، با این ادعا که می‌توان نقدهای وارد بر جامعیت و بسندگی آرمان‌های مدرنیته را به جای شاهدی بر صحت مدعیات جریان پست‌مدرنیسم، به‌مثابه نشانه‌هایی از ضرورت رجعت به آرمان «فرونسیس» (عقل عملی)، دانست.فرونسیس مفهومی است ارسطویی که در کنار آرمان افلاطونی اپیستمه (عقل نظری)، فرد کنش‌ور را به تدبر در امر خاص و انضمامی (در مقابل امر عام و انتزاعی) با هدف اتخاذ سنجیده‌ترین تصمیم ممکن در شرایط موردنظر دعوت می‌کند. این جستار بخشی از کتاب کازموپولیس: دستور کار ناپیدای مدرنیته است که در سال ۱۹۹۰ توسط انتشارات دانشگاه شیکاگو منتشر شده است و در آن تولمین روایتی بدیل از پیشینه مدرنیته عرضه می‌دارد، و به پشتوانه‌ آن، راه نقد این سنت ریشه‌دار را در رجعتی صادقانه‌تر به مبانی یونانی (به عبارت دقیق‌تر، اومانیستی) آن جست‌وجو می‌کند. اما نقد مدرنیته راه کسب چه بصیرت‌هایی را برای مطالعات معماری خواهد گشود و چگونه به بازتعریف «هویت»ی مستقل برای معماری می‌انجامد؟ ... ادامه

. فرد، معماری، و تعیّنات پنهان اجتماع .

آیا دگرگونی‌های اجتماعی واجد یک عینیت قابل ارزیابی‌اند تا بتوان بی‌طرفانه به قضاوتشان نشست؛ یا این‌که چنین دگرگونی‌هایی را تنها در سطح مناسبات بینِ فردی و بر مبنای تصویر اتم‌باورانه «جامعه به‌مثابه مجموع افراد تشکیل‌دهنده آن» می‌توان بررسی کرد؟ این پرسشی است که احسان سنایی اردکانی با دو استدلال به آن پاسخ می‌گوید و تحلیل دگرگونی‌های اجتماعی بر مبنای تصویر اتم‌باورانه از نهاد اجتماعی را رهیافتی غیرعلمی و ناسازوار برمی‌شمارد. او در استدلال نخست نشان می‌دهد که اتخاذ یک نظرگاه دکارتی، با هدف ارائه توصیفی واحد از رفتار مجموعه‌ای از متغیرها، هرچند در علوم طبیعی و در فهم واقعیت فیزیکی رهگشا بوده، ولی فاقد صلاحیت متافیزیکی برای تحلیل دگرگونی‌های جامعه خواهد بود. درواقع، وی امکان‌پذیری عرضه یک توصیف واحد مبتنی بر رفتارهای فردی از احوال جامعه را بر دو مبنا مردود می‌داند: بر مبنای علم عصب‌شناسی و بر مبنای تحلیلی متافیزیکی. از سوی دیگر، استدلال دوم او این است که تحلیل وضعیت معماری یک جامعه می‌تواند واجد صلاحیت متافیزیکی کافی برای معرفی مبنایی عینی جهت توصیف دگرگونی‌های اجتماعی باشد. در انتهای مقاله، نویسنده با صورت‌بندی بیماری اجتماعی‌ای که از آن به نام «داگ‌ویل» یاد می‌کند، به آسیب‌شناسی تبعات ناشی از اعتماد به تصویر اتم‌باورانه از اجتماع می‌پردازد. ... ادامه

. زمین، آسمان و لیسبون .

پرسش از سرشت «شر»، پرسشی است به قدمت جهان‌بینی توحیدی و سازمان فلسفی ادیان ابراهیمی. این‌که چرا و چگونه یک خداوند یگانه و قادر، راضی به وقوع بلایا و شرارت‌هایی در حق بندگان بی‌گناه خود است، پرسشی است که در ادوار مختلف، پاسخ‌هایی متفاوت و بعضاً متباین برگرفته است. به عنوان نمونه، با رسوخ‌ ابعادی از جهان‌بینی ثنویت‌انگار دین مانی در کلیسای قرون وسطی، رفته‌رفته به اهریمن (در مقام فرشته‌ای مغضوب) اختیاری مجزا و موجه برای آزمودن انسان داده شد؛ حال‌ آن‌که تا پیش از آن، اختیارات اهریمن، در ردیف صفات خداوند، و تمهیدی برای اِعمال 'حکمت خفیه' وی محسوب می‌شد. هم‌چنین تحولات ناشی از نواندیشی دینی و مسائل مرتبط به ترجمه و تأویل متن مقدس در ابتدای عصر روشنگری، موجب شد که پرسش از حدود و ثغور اختیار بشر، در پیوندی کمابیش بدیهی با توانایی وی در دفع دست‌کم بخشی از مقدرات ناگوارِ طبیعی قرار گیرد. این تحول را به ویژه می‌توان در واکنش‌های قلمیِ اندیشمندان عصر روشنگری (اعم از روسو، ولتر، کانت، و گوته) به زلزله سهمگین اول نوامبر ۱۷۵۵ در شهر لیسبونِ پرتغال مشاهده کرد. در این بین، سلسله‌مقالات سه‌گانه‌ کانتِ جوان در این‌باره از این حیث جالب توجه است که در آن برای نخستین بار با ارائه تبیینی سکولار برای یک بلای طبیعی، از لزوم توجه انسان متمدن به اصول شهرسازی و معماریِ ایمن در برابر آسیب‌های احتمالی ناشی از زمین‌لرزه سخن گفته می‌شود. در متن پیش رو، ترجمه بخش پایانی مقاله دوم کانت را خواهید خواند که از دید برخی صاحب‌نظران (اعم از والتر بنیامین)، می‌توان آن را مبدئی برای علوم لرزه‌شناسی و شهرسازی قلمداد کرد. ... ادامه

. در نسبت رنج، جهان، حقیقت .

یادداشت «در نسبت رنج، جهان و حقیقت» واکنشی است به یادداشت «افسانه دروغگویی ایرانیان» به قلم کامبیز مشتاق گوهری. احسان سنایی در این یادداشت نگاه متفاوت مشتاق گوهری به مفهوم دروغ را بهانه قرار می‌دهد تا به این نکته برسد که ضرورت گفت‌وگو و صورت‌بندی معنی حقیقت از رهگذر اعتماد فی‌مابین، ولو اینکه تا کنون به شیوه‌های متعدد عنوان شده باشد، از کدام زاویه و در کدام تقریر، اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد و نه یک فضیلت صرف. سنایی به زعم خود ترجیح می‌دهد سراغ این پیش فرض مهم نویسنده برود که «گاهی حتی معنی کلمات، در گذار تاریخ دیگر می‌شود» - تا مگر از این رهگذر به نسبت‌سنجی دو مفهومی‌های «معماری و فرهنگ» و از آن مهم‌تر «دروغ و حقیقت» بپردازد. ... ادامه