مدرنیته

کازموپولیس

. فلسفه به‌مثابه معماری، عبور از بن‌بست پست‌مدرنیسم .

متن حاضر نخستین متنی است که از استفان تولمین، فیلسوف بریتانیایی سنت تحلیلی و پژوهشگر تاریخ علم، به فارسی ترجمه می‌شود. احسان سنایی اردکانی ترجمه این جستار به قلم تولمین را بهانه‌ای برای معرفی یک تفسیر بدیل از دستور کار نقد مدرنیسم می‌داند، با این ادعا که می‌توان نقدهای وارد بر جامعیت و بسندگی آرمان‌های مدرنیته را به جای شاهدی بر صحت مدعیات جریان پست‌مدرنیسم، به‌مثابه نشانه‌هایی از ضرورت رجعت به آرمان «فرونسیس» (عقل عملی)، دانست.فرونسیس مفهومی است ارسطویی که در کنار آرمان افلاطونی اپیستمه (عقل نظری)، فرد کنش‌ور را به تدبر در امر خاص و انضمامی (در مقابل امر عام و انتزاعی) با هدف اتخاذ سنجیده‌ترین تصمیم ممکن در شرایط موردنظر دعوت می‌کند. این جستار بخشی از کتاب کازموپولیس: دستور کار ناپیدای مدرنیته است که در سال ۱۹۹۰ توسط انتشارات دانشگاه شیکاگو منتشر شده است و در آن تولمین روایتی بدیل از پیشینه مدرنیته عرضه می‌دارد، و به پشتوانه‌ آن، راه نقد این سنت ریشه‌دار را در رجعتی صادقانه‌تر به مبانی یونانی (به عبارت دقیق‌تر، اومانیستی) آن جست‌وجو می‌کند. اما نقد مدرنیته راه کسب چه بصیرت‌هایی را برای مطالعات معماری خواهد گشود و چگونه به بازتعریف «هویت»ی مستقل برای معماری می‌انجامد؟ ... ادامه

. ضرورت‌های توسعه در ایران . گفت‌وگوی کامبیز مشتاق گوهری با فرهاد احمدی .

آیا توسعه امری اتفاق‌افتاده در دورانی خاص با پایانی مشخص است یا مسیری بدون انقطاع حرکتی؟ توسعه اساساً چه ماهیتی دارد و چه ارتباطی با مدرنیته برقرار می‌کند؟ چه عواملی پیش‌برنده توسعه هستند؟ آیا توسعه از یک الگوی واحد جهانی تبعیت می‌کند یا می‌توان انواع توسعه‌های بومی را برای هر منطقه‌ای متصور شد؟ ضروریات توسعه در ایران کدام است؟ فرهاد احمدی در گفت‌وگو با کامبیز مشتاق‌گوهری به ضرورت نقش مردم‌سالاری و نقش علم و تفکر علمی در توسعه و به واکاوی مؤلفه‌های ضروری توسعه از نوع ایرانی و تقدم و تأخر این مؤلفه‌ها نسبت به هم پرداخته است. ... ادامه

. هویت و مدرنیته: گفت‌وگوی سوسن شریعتی و محمدرضا اصلانی .

در این مقاله محمدرضا اصلانی ـ نویسنده، شاعر، کارگردان و مستندسازـ و سوسن شریعتی ــ نویسنده، روزنامه‌نگار و پژوهشگر تاریخ ــ در پاسخ به پرسش‌های در باب چالش‌های میان «هویت» و «مدرنیته» به گفت‌وگو نشسته‌اند. به عقیده «اصلانی» گسست انسان مدرن از گذشته و نیاز روانی او به داشتن یک تکیه‌گاه او را به رجوع به هویت و تاریخ جعل شده و کالا شده توسط سرمایه‌داری کلان وا می‌دارد و به ‌این ترتیب «هویت» مدرن ابزار و وسیله‌ای برای پنهان کردن «ماهیت» و وجوه منفی سرمایه‌داری است که روز به روز جوامع بیش‌تری را به حاشیه می‌راند.شریعتی هویت را گفتمانی بسیج‌کننده در غیبت دین و ایدئولوژی می‌داند که برای «من» مدرن قصه و روایتی می‌سازد تا تکه‌های جدا افتاده هستی‌شناسی «من» را به هم بچسباند و در «من» شور پیوستگی ایجاد کند. او هویت را امری دیروزی و یک‌بار تعریف‌شده نمی‌داند بلکه آن را یک فرایند و یک امر سیال می‌داند که البته بی‌ریشه، بی‌دیروز و بی‌تاریخ نیز نیست. ... ادامه