هویت

. سخن سردبیر . هویت؛ چرا و چگونه .

آغاز اولین بحث‌ها و جدل‌ها بر سر واژه‌ای به نام «هویت»، البته صحیح‏‌تر بر سر آنچه «بحران هویت» خوانده می‌شد، را باید نسبت داد به نخستین موج‌های نقد شیوه زندگی ایرانی پس از دوران مدرن‌سازی پهلوی. موجی که قبل از انقلاب در آثار و گفتار روشنفکران چپ‌گرا و متفکران اسلامی خود را نمایان ساخته ‌بود و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با مطرح‌شدن مسائلی چون تهاجم فرهنگی، تهاتر فرهنگی، غرب‌زدگی، بحران هویت و ... به اوج خود رسید. هر چند جنس نقد هرکدام از گروه‌ها در هر دوره زمانی متفاوت بود، اما زایش کشمکشی نوین در جامعه ایرانِ دوران معاصر را نشان می‌‌داد. کشمکشی که امروز، پس از گذشت نزدیک به دو سده، هم‌چنان یکی از گسست‌ها و چالش‌های عمده‌ای است که شیوه زیست مردم را در محدوده مرزهای جغرافیایی ایران متأثر ساخته ‌است. اما ریشه‌های این تنش را در کجا باید جست؟ چرا برخورد ایران و ایرانی با ارزش‌های دوران مدرن و جهان غرب، در قامت آنچه بارها با عنوان تقابل سنت و مدرنیته به بوته نقد کشیده ‌شده، تا این حد برای ما محل درگیری و کشمکش بوده ‌است؟ چرا این برخورد عموماً از دو حال خارج نیست؟ یا تقابل و نفی است و یا تقلید محض؟ ... ادامه
مدرنیته

. سخن سردبیر . هویت، مدرنیسم و پست مدرنیسم .

شاعر مدرنیته، در این قطعه منثور به روشنی شِمای یک فرد را در جامعه مدرن به تصویر می‌کشد: تنها در میان جمعیت، سرگردان در میان ترس و جذبه شهرِکلان‌شده و در میان گسست‌های تلخ و شیرین مدرنیته. کسی که در دنیای بی‌نهایت متنوع و پر‌اضطراب، مدام میان بیم و امید پریشان است. کسی که هویت خود را در تنهایی میان جمعیت و در سرگردانی میان تجربه‌های ترس‌آلود و امید‌آفرین می‌سازد. این نماد انسان مدرن به گفته بودلر یک «پرسه‌زن» است. ... ادامه

. فرزند خصال خویشتن باش .

هویت مفهومی است بر خلاف یکسان شدن و مشابه شدن. هویت یعنی تمایز و گوناگونی. سر و کار هویت با چونی است نه با چیستی. حائری با این توضیح کوتاه می‌کوشد در این یادداشت نشان دهد چگونه در حیطه چیستی، معماری در همه جای دنیا یکسان و عبارت است از سازماندهی آگاهانه فضا و آنچه باعث تمایز در آن می‌شود عنصر آگاهی نسبت به سرزمین و جغرافیا، جامعه و تاریخ و معانی و نشانه هاست. از این منظر او نگران از بین رفتن تنوع گونه‌های معماری در ایران معاصر است و آن را نشانه‌ای از نادیده‌گرفتن مختصات محیطی نزد معماران می‌داند. آیا می‌توان گذاری معاصر به این نوع از معماری متنوع، زمینه‌گرا و زمانمند داشت؟ ... ادامه

. گفت‌وگوی حسین شهرابی با فرهاد احمدی .

نسبت میان ساحات مختلف هویتی یک سرزمین و محیط چیست؟ چند و چون این نسبت چگونه مختصات فضاهای شهری و آثار معماری خرد و کلان آن سرزمین را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد؟ دغدغۀ هویت فرهنگی و هویت شهری در میان معماران ایرانی تا چه اندازه جدی است؟ پاسخ به این دغدغه‌ها را در کجا می‌توان جست؟ بازگشت به گذشته، گذشت از آن و یا گزیدن راهی دیگر؟ ایرانیان در میانۀ راه گذشته و اکنون چگونه می‌توانند بار دیگر ثبات اجتماعی و فرهنگی خود را بازیابند؟ فرهاد احمدی در طول گفت‌وگوی خود با حسین شهرابی ، دربارۀ نسبت میان هویت و محیط، دغدغه‌های خود نسبت به چند و چون وضعیت حاکم بر معماری کشور، سبک زندگی و باورهای زیستی و اجتماعی ایرانیان، وضعیت نابسامان محیطی این سرزمین و رابطۀ تمامی اجزای این مجموعه با یکدیگر را حول چالش‌های ذکرشده مطرح کرده است. ... ادامه

. فرد، معماری، و تعیّنات پنهان اجتماع .

آیا دگرگونی‌های اجتماعی واجد یک عینیت قابل ارزیابی‌اند تا بتوان بی‌طرفانه به قضاوتشان نشست؛ یا این‌که چنین دگرگونی‌هایی را تنها در سطح مناسبات بینِ فردی و بر مبنای تصویر اتم‌باورانه «جامعه به‌مثابه مجموع افراد تشکیل‌دهنده آن» می‌توان بررسی کرد؟ این پرسشی است که احسان سنایی اردکانی با دو استدلال به آن پاسخ می‌گوید و تحلیل دگرگونی‌های اجتماعی بر مبنای تصویر اتم‌باورانه از نهاد اجتماعی را رهیافتی غیرعلمی و ناسازوار برمی‌شمارد. او در استدلال نخست نشان می‌دهد که اتخاذ یک نظرگاه دکارتی، با هدف ارائه توصیفی واحد از رفتار مجموعه‌ای از متغیرها، هرچند در علوم طبیعی و در فهم واقعیت فیزیکی رهگشا بوده، ولی فاقد صلاحیت متافیزیکی برای تحلیل دگرگونی‌های جامعه خواهد بود. درواقع، وی امکان‌پذیری عرضه یک توصیف واحد مبتنی بر رفتارهای فردی از احوال جامعه را بر دو مبنا مردود می‌داند: بر مبنای علم عصب‌شناسی و بر مبنای تحلیلی متافیزیکی. از سوی دیگر، استدلال دوم او این است که تحلیل وضعیت معماری یک جامعه می‌تواند واجد صلاحیت متافیزیکی کافی برای معرفی مبنایی عینی جهت توصیف دگرگونی‌های اجتماعی باشد. در انتهای مقاله، نویسنده با صورت‌بندی بیماری اجتماعی‌ای که از آن به نام «داگ‌ویل» یاد می‌کند، به آسیب‌شناسی تبعات ناشی از اعتماد به تصویر اتم‌باورانه از اجتماع می‌پردازد. ... ادامه

. ضرورت‌های توسعه در ایران . گفت‌وگوی کامبیز مشتاق گوهری با فرهاد احمدی .

آیا توسعه امری اتفاق‌افتاده در دورانی خاص با پایانی مشخص است یا مسیری بدون انقطاع حرکتی؟ توسعه اساساً چه ماهیتی دارد و چه ارتباطی با مدرنیته برقرار می‌کند؟ چه عواملی پیش‌برنده توسعه هستند؟ آیا توسعه از یک الگوی واحد جهانی تبعیت می‌کند یا می‌توان انواع توسعه‌های بومی را برای هر منطقه‌ای متصور شد؟ ضروریات توسعه در ایران کدام است؟ فرهاد احمدی در گفت‌وگو با کامبیز مشتاق‌گوهری به ضرورت نقش مردم‌سالاری و نقش علم و تفکر علمی در توسعه و به واکاوی مؤلفه‌های ضروری توسعه از نوع ایرانی و تقدم و تأخر این مؤلفه‌ها نسبت به هم پرداخته است. ... ادامه

. زمین و معماری .

شاید بتوان بیان كرد كه هیچ هنری مانند معماری از دیدگاه‌ها، جنبه‌ها و پدیده‌های گوناگون با موضوع زمین و تجلیات گوناگون آن مانند خاك، مصالح، محیط، مكان سر وكار ندارد. درساده‌ترین شكل می‌توان به نقش زمین در تهیه مصالح گوناگون ساختمانی مانند سنگ، خاك و به شكلی غیرمستقیم چوب و سایر موارد اشاره كرد. هدف از تدوین این متن اشاره به برخی از وجوه تأثیر زمین در هنر معماری، به ویژه در معماری گذشته است. هر چند كه امروز نیز بسیاری از وجوه هنر معماری با موضوع زمین و پدیده‌های وابسته به آن سروكار دارد. با وجود آن كه هنر معماری در دوره معاصر هنوز در بسیاری از زمینه‌ها به زمین وابسته است، به تدریج در برخی از عرصه‌ها موضوع وابستگی به زمین به شكل دیگری مطرح شده و در برخی از زمینه‌ها نیز به تدریج تأثیر زمین در شكل گیری فضاهای معماری كاهش یافته است. در این متن به برخی از این پدیده‌ها و چگونگی ارتباط آنها با هنر معماری توجه شده است. ... ادامه

. هویت و مدرنیته: گفت‌وگوی سوسن شریعتی و محمدرضا اصلانی .

در این مقاله محمدرضا اصلانی ـ نویسنده، شاعر، کارگردان و مستندسازـ و سوسن شریعتی ــ نویسنده، روزنامه‌نگار و پژوهشگر تاریخ ــ در پاسخ به پرسش‌های در باب چالش‌های میان «هویت» و «مدرنیته» به گفت‌وگو نشسته‌اند. به عقیده «اصلانی» گسست انسان مدرن از گذشته و نیاز روانی او به داشتن یک تکیه‌گاه او را به رجوع به هویت و تاریخ جعل شده و کالا شده توسط سرمایه‌داری کلان وا می‌دارد و به ‌این ترتیب «هویت» مدرن ابزار و وسیله‌ای برای پنهان کردن «ماهیت» و وجوه منفی سرمایه‌داری است که روز به روز جوامع بیش‌تری را به حاشیه می‌راند.شریعتی هویت را گفتمانی بسیج‌کننده در غیبت دین و ایدئولوژی می‌داند که برای «من» مدرن قصه و روایتی می‌سازد تا تکه‌های جدا افتاده هستی‌شناسی «من» را به هم بچسباند و در «من» شور پیوستگی ایجاد کند. او هویت را امری دیروزی و یک‌بار تعریف‌شده نمی‌داند بلکه آن را یک فرایند و یک امر سیال می‌داند که البته بی‌ریشه، بی‌دیروز و بی‌تاریخ نیز نیست. ... ادامه