یادداشت‌ها و مقالات

فصلنامه معماری و فرهنگ . سال پانزدهم . شماره‏ پنجاه‌وچهارم . تابستان ۱۳۹۵ . صفحات ۱۱ تا ۱۳

. هویت ‏در مسیر توسعه .

بحران هویت و گسترش روابط جهانی، آنچه بدان جهانی‌شدن می‌گویند و مصداق توسعه در عصر حاضر است، ملازم یکدیگرند. در ایران نیز، از دوران قاجار که نوعی شیفتگی نسبت به غرب پدید آمد، همواره برقراری حد تعادل بین هویت و توسعه در عرصه‌های مختلف از جمله معماری و شهرسازی موضوعی چالش‌برانگیز بوده است. در دوره پهلوی اول، با چند شیوه موازی در عرصه معماری مواجهیم. در دوره پهلوی دوم، پدیده غرب با وضوح بیش‌تری در همه عرصه‌های جامعه وارد شد. بعد از انقلاب نیز به خصوص در دهه آغازین جمهوری اسلامی، به شدت به فرهنگ ایرانی-اسلامی توجه شد، اما در حوزه معماری توفیق چندانی نیافت. در این میان معماری و شهرسازی در ساخت هویت ملی و ارتقای همبستگی اجتماعی در جهان پساپست‌مدرن امروز چه نقشی بازی می‌کنند؟ ... ادامه
فصلنامه معماری و فرهنگ . سال هفدهم . شماره‏ پنجاه‌وچهارم . تابستان ۱۳۹۵ . صفحات ۷ تا ۱۰

. هویت، شهر و فرهنگ .

در این مقاله مهدی حجت برای فهم موضوع «هویت در توسعه شهری» دو مفهوم «توسعه» و «هویت» را با مفاهیم معادلشان یعنی «شخصیت» و «رشد» مقایسه می‌کند. او «شخصیت» را شاخصه‌های نسبتاً ثابت یک پدیده می‌داند؛ درحالی‌که هویت وابسته به تعاریف ذهنی است. تا وقتی بین شاخصه‌های پدیده و تعاریف ذهنی پیوندی وجود نداشته باشد شناخت هویت آن مشکل می‌شود. همچنین توسعه از ریشه وَسَعَ به معنای گسترش هرچیز بدون نیاز به قاعده‌ای مشخص است؛ درحالی‌که با توجه به مشتقات «رشد» مثل مرشد، رشید و ارشاد، در این کلمه هدفمندبودن و هدایت‌ اهمیت دارد. بنابراین با توجه به هدف‌مند بودنِ گسترش شهر استفاده از کلمه رشد مناسب‌تر است. رشد شهر متوجه داشته‌های ذاتی، سابقه‌دار و قاعده‌مندتر شهر است. بنابراین برای هویت‌مند بودن شهر لازم است که رشد آن مبتنی بر فرهنگِ و تجربیات طولانی تاریخی در یک سرزمین باشد. حال در عصر حاضر، که جهانی‌شدن واقعیت گریزناپذیر آن است، چگونه می‌توان از بقای فرهنگ یک سرزمین و قاعده‌های پیشینی و هویت‌ساز آن دفاع کرد؟ این پرسش در بخش پایانی مقاله حاضر پاسخ داده می‌شود. ... ادامه
فصلنامه معماری و فرهنگ . سال پانزدهم . شماره‏ پنجاه‌وچهارم . تابستان ۱۳۹۵ . صفحات ۳۰ تا ۴۱

. پنج فرم جوهری فضا در تجربه معماری ایرانی .

هر دستگاه زبانی قالبی دارد متشکل از نظامی از عناصر و پیوندها. در این مقاله، که برای نخستین بار در حیطه زبان بیان طراحی معماری به دنبال شناخت مؤلفه‌های شکل‌دهنده به فرم جوهری فضا در معماری ایران است، «فضای ساخته‌شده» به مثابه قالب بیان زبان طراحی معماری معرفی شده است؛ بنابراین سه صفحه عمودی، افقی یا مورب (دیوار، سقف و کف)، که ساختار هر واحد فضایی ساخته‌شده را می‌سازند، سه کلید واژه اصلی زبان بیان معماری هستند. اما گستره واژگان در زبان بیان طراحی معماری محدود به این سه واژه نیست. آنچه که تفاوت‌ها را در میان آثار معماری رقم می‌زند، کلیدواژه‌های منتخب معمار است. این کلیدواژه‌های هم‌نشین با سه واژه دیوار، سقف و کف آغاز شکل‌گیری فرم جوهری اثر معماری هستند. ... ادامه
فصلنامه معماری و فرهنگ . سال پانزدهم . شماره پنجاه‌وسوم . زمستان ۱۳۹۳ . صفحات ۳۰ تا ۳۵

. در نسبت رنج، جهان، حقیقت .

یادداشت «در نسبت رنج، جهان و حقیقت» واکنشی است به یادداشت «افسانه دروغگویی ایرانیان» به قلم کامبیز مشتاق گوهری. احسان سنایی در این یادداشت نگاه متفاوت مشتاق گوهری به مفهوم دروغ را بهانه قرار می‌دهد تا به این نکته برسد که ضرورت گفت‌وگو و صورت‌بندی معنی حقیقت از رهگذر اعتماد فی‌مابین، ولو اینکه تا کنون به شیوه‌های متعدد عنوان شده باشد، از کدام زاویه و در کدام تقریر، اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد و نه یک فضیلت صرف. سنایی به زعم خود ترجیح می‌دهد سراغ این پیش فرض مهم نویسنده برود که «گاهی حتی معنی کلمات، در گذار تاریخ دیگر می‌شود» - تا مگر از این رهگذر به نسبت‌سنجی دو مفهومی‌های «معماری و فرهنگ» و از آن مهم‌تر «دروغ و حقیقت» بپردازد. ... ادامه
فصلنامه معماری و فرهنگ . سال پانزدهم . شماره پنجاه‌وسوم . زمستان ۱۳۹۳ . صفحات ۱۴ تا ۲۰

. هویت از کجا می‌آید؟ .

آیا می‌توان عنصری مشترک در معماری ایران یافت و آن را جوهر سازنده فضاهای ایرانی نام نهاد؟ در این یادداشت فرهاد احمدی با مروری کوتاه بر دو اسطوره اساسی برسازنده فضا در ایران یعنی نور و آب و بررسی نقش تهاتر فرهنگی و خوانش وضعیت معاصر معماری در ایران کوشیده اين مسئـله را از خلال مقايسـه شاخـص‌ترين ابنيه ايرانی قبل و بعد از اسلام پی بگیرد. ... ادامه
هویت و توسعه
فصلنامه معماری و فرهنگ . سال پانزدهم . شماره‏ پنجاه‌وچهارم . تابستان ۱۳۹۵ . صفحات ۱۵ تا ۲۱

. هویت و توسعه: گفتاری از سیدمحمد بهشتی .

سیدمحمد بهشتی با طرح دوگانۀ منابع زیستی-موانع زیستی و بالقوه یا بالفعل بودن آنها، تعامل انسان و محیط را در سه دسته طبع اهلی، طبع شکارچی و طبع پرستار تقسیم‌بندی کرده است. یعنی در هر سرزمین با توجه به نوع محیط زیست آن از جنبه بالقوه یا بالفعل بودن منابع و موانع آن یکی از این سه طبع پرورش می‌یابد تا زندگی در آن محیط به پایداری و تعادل برسد. از نظر ایشان در سرزمینی مانند ایران طبع پرستار را پرورش داده است حفظ این تعادل بغرنج‌تر از مناطق دیگر است؛ به ویژه در دوران امروز که محیط زندگی مصنوعی‌تر شده و همچنین از طبع شکارگر که ریشه در اروپا دارد تأثیر زیادی گرفته‌ایم. ... ادامه